یلدا و نوئل و ...

شب یلدای ما با یک سری از دوستان ایرانی در طبقه ی 33 ی یک ساختمان در کنار رود سن و البته برج ایفل گذشت. البته به جز هندونه، همه چیزبان داشتیم. از انار بگیر تا شله زرد.

از خواجه ی شیراز هم فالی گرفتیم و درودی هم به روانش فرستادیم. جای همگی خالی.

گفتم که یکم از روش رضا کپی کنمنیشخند

ببینیم که این شب آیا با زایش خورشید میترا به پایان می رسه یا نه؟

 

 

دیشب شب نوئل بود. نوئل اینجا خیلی عجیبه. بعضی موقع ها فک می کنم که دیگه این یک جشن مذهبی نیست. وقتی بچه های یهودی، مسلمان یا حتی آتئیست رو می بینم که بازم از این فرصت برای جشن گرفتن استفاده می کنن، یه بهانه ای برای اینکه خانواده ای دور هم جمع بشن به خودم میگم نه، این جشن، جشن مذهبی نیست.

موقعی که ساعت یازده و نیم شب از جلوی نتردام رد می شم و صف طولانی مردمی رو میبینم که منتظر نیمه شب و باز شدن در کلیسا هستند تا به پای تندیس های مریم مقدس و مسیح بروند و آواز نوئل رو بخونند رو می بینم کیف می کنم که این سیستم چقدر بالغه که این همه تنوع تو زندگی انسانی رو مدیریت می کنه.

 

دیشب که داشتم کلید  می انداختم درو باز کنم یاد سرود کریسمس افتادم.

 

یادش به خیر کوچیک که بوم همیشه کریسمس برام تداعیگر اسکروچ و میکی بود.

امادیشب خبری از هیچ کدوم از سه تا روح کریسمس نبود.نیشخند

 

/ 3 نظر / 23 بازدید
فرزان

سلام مردی که داره دکترا میگیره

فرزاد

عرض ارادت جناب دکتر فاکری! خیلی مخاصیم. مرسی به یادمی. ما در حال گذران عمریم و دعاگوی شما. شرمنده، این اورکات به نظرم خیلی سیاسیه! باز هم فیلتره! نشد اونجا جواب پیغامتو بدم. ایشالله مه همیشه سرحال باشی. زود بیا ایران! دل همه تنگ شده برات.