یوهوووو من هنوز اینجام!

بعد از یک غیبت 3 ماهه دوباره من اومدم. چقدر سریع می گذره ها. اصلاً یک سالی می شه که افسار زمان از دستم در رفته؛ اصلاً گیج شدم انگار.

این دو بار که اومدم ایران هر بار موقع برگشت یه اتفاقی افتاده که حالم گرفته شه و کلا از دماغم در بیاد.

عجب مریضیه واقعا. اونقدر اوضاعم خراب شده بود که می خواستم از تو هواپیما برگردم. انگار یک قرن طول کشید تا در هواپیما باز شد و باد خنک پاریس تو اورلی خورد تو صورت ملتهبم. 

بدبختی قضیه اینجا بود که باید پایان نامه ی ارشد رو هم می نوشتم و دفاع هم می کردم، همه ی این ها در عرض 3 هفته! خوشبختانه کار ها رو کلا انجام داده بودم و فقط گزارشش مونده بود. 

خلاصه که حالم خیلی بهتر شد. از همه ی اونایی که به یاد من هستن خیلی ممنونم که اینقدر با معرفتن.

 

اما!!

الان دارم چی کار می کنم؟ خودمم نمی  دونم! اسمش اینه که سال اول دکترام( خیر سرم!) اما کلاً یکم اینگار گیجم. حتی نمی دونم باید چیکار کنم! یه جورایی اینگار سیلاب زندگی داره منو می بره و هیچ کاری نمی تونم بکنم! اما بالاخره باید جلوی این روزمرگی واستاد دیگه.

چه موقعیشو نمی دونم! واقعاً نمی دونمابله

بازم مرسی از همه و فدای همه ی عزیزان! 

 

 

/ 9 نظر / 22 بازدید

[لبخند]

رضا صفی

خوب خدا رو شکر! موفق باشی دکتر تبریزی.

پاسپارتو

همیشه خوب و خوش باشی علی جان در پناه خدا

maryam

Salam khoobi? Che ajab up kardi. in doraram be khoobi migzarooni movafagh bashi tatilatam behet khosh begzareh.

رضا

این مه هنوز اونجایی خودش خیلیه!کواین که سال اول دکترایی از خیلی، خیلی بیشتره. اما در مورد غیبت‌هات و دیر نوشتن‌هات، فعلا که فصلنامه‌ای ایمد که سالنامه نشی!

فرزاد

آقا خیلی مبارکه! ایشالله آقای دکتر برگردی اینجا کلی پزتو به همه بدیم! شامشو کی می دی؟! دعوت کن یه سر بریم شانزه لیزه یه آبگوشتی بزنیم! این همه کارتون درست شده ما رو فراموش نفرماییدها!

فرزان

سلام مرد : تبریک میگم بابا ما هنوز تو لیسانسش موندیم شما توی دکترایی ان شاالله اینم به خوبی میگذره

مهدي

سلام خوشحالم از اينكه [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]